عبد الحسين ميرزا فرمانفرما

94

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

آن چشمه را پيدا كنند . راههاى ديگر 128 و از اين نقطه يك خط به شمال سير [ 80 ] كرده و به قاين مىرود ، و ديگرى يك فرسخ بالاتر به خط شمالى سير كرده و به لوت « 1 » معروف خراسان مىرود . و سيمين به وسط شمال و مشرق سير كرده به سيستان مىرود و فعلا درصدد كشف حال اين سه خط نيستيم و از خاك ما خارج است . خط چهارم به شرق سير كرده و به نصرت‌آباد مىرود و از ريگزار يلان كشته تا نصرت‌آباد ده فرسنگ متجاوز و راهش ريگزار و صعب العبور است ، و در عرض راه بقيّهء رود زاينده‌رود جلال‌آباد مىگذرد و در اين نقطه جزئى تكزهى « 2 » دارد ولى آبش به‌طورى شور و ناگوار است كه ما فوق براى آن متصوّر نيست و هيچ‌كس نمىتواند از آن آب به مصرف خود برساند و ظنّ غالب اين است كه اسب هم نخورد . اطراف اين جادّه هم تا نصرت‌آباد هيچ قسم علوفه و آهو ممكن نيست . شرح حال نصرت‌آباد و خطّى كه از روى فهرج نرماشير به بم مىرود در ضمن كتابچهء بلوچستان خواهد آمد . خط دارستان 129 خطّى هم از بم به دارستان و از آنجا به خط سابق الذكر به نصرت‌آباد مىرود ، و از بم تا دارستان هفت فرسخ و راهش نرم و هموار [ است ] و همه‌جا در يمين و يسار نهرى كه از بروات به دارستان مىرود سير مىكند و حاجت به آب ذخيره داشتن در آن راه نيست و در آن صحرا علوفه هم ممكن [ است ] و آهو نيز يافت مىشود و از دارستان تا نصرت‌آباد شرحش گذشت . بروات 130 خطّ هفتم از بم به جنوب شرقى است كه به وكيل‌آباد مىرود و راهش سراشيب و هموار است و اطراف جادّه هم جسته‌جسته آهو يافت مىشود . همين‌كه يك فرسنگ بگذرد به مزرعهء بروات مىرسد . و مزرعهء مزبوره آبش از قنات است و مالكين آن خورده رعيت متفرقه ، و محصولش شتويا صيفيا چهارصد خروار و

--> ( 1 ) - اصل : لوط . ( 2 ) - كذا ( تك + زه ) .